<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پیشرفت‌های حسابداری</title>
    <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>پیشرفت‌های حسابداری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>عدم قطعیت سیاست اقتصادی و کارایی سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی: نقش میانجی افشای مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8376.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تأثیر عدم قطعیت سیاست اقتصادی (EPU) بر کارایی سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی و نقش میانجی افشای مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی (CSR) دراین‌رابطه پرداخته است. با استفاده از داده‌های 123 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۲ تا 1402 و به‌کارگیری مدل‌های رگرسیونی، نتایج نشان می‌دهد که افزایش EPU با کاهش معنادار کارایی سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی همراه است. همچنین، افشای CSR به‌طور معناداری با کاهش ناکارایی سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی مرتبط است. تحلیل نقش میانجی افشای CSR نشان داد که بخشی از اثر منفی EPU بر کارایی سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی از طریق کاهش سطح افشای CSR منتقل می‌شود. این یافته‌ها بیانگر آن است که در شرایط افزایش EPU، عملکرد شرکت‌ها در زمینه تخصیص بهینه سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی با اختلال رو به رو شده و این وضعیت با کاهش سطح افشای CSR تشدید می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر پیاده‌سازی اندازه‌گیری ارزش منصفانه براساس تحلیل SWOT</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8374.html</link>
      <description>هدف: هدف این‌ پژوهش‌ شناسایی‌ و اولویت‌بندی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر برای پیاده‌سازی ارزش منصفانه بر اساس تحلیل SWOT در گزارشگری مالی ایران است.روش: روش پژوهش با توجه به هدف کلی، رویکرد آمیخته مبتنی بر پارادایم تفسیر گرایی و بر اساس هدف، در زمره پژوهش‌های توسعه‌ای و کاربردی و از منظر نحوه گردآوری داده‌ها، در زمره پژوهش‌های اکتشافی قرار می‌گیرد. جامعه‌ مورد بررسی‌ را خبرگان و تعداد نمونه‌ 34 نفر، روش نمونه‌گیری‌ هدفمند و قلمرو زمانی‌ 1403 می‌باشد. برای‌ جمع‌آوری‌ داده‌ها‌ از روش مرور سیستماتیک مطالعات اسنادی و پرسشنامه‌ دلفی فازی برای‌ شناسایی شاخص‌های‌ عوامل‌ SWOT و در نهایت‌ از روش BWM برای‌ اولویت‌بندی‌ استفاده شده است‌.یافته‌ها: تعداد 47 شاخص برای SWOT شناسایی و نتایج‌ نشان می‌دهد که براساس تکنیک BWM تعداد 47 شاخص در 32 دسته برای SWOT شناسایی شد. نتایج‌ نشان می‌دهد که براساس تکنیک BWM در معیار نقاط قوت &amp;amp;laquo;افزایش کیفیت افشای اطلاعات&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فراهم شدن اطلاعات مربوط‌تر&amp;amp;raquo;، در نقاط ضعف &amp;amp;laquo;دشواری واحد تجاری در تعیین بازارها، فعالان بازار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیچیده بودن اندازه‌گیری ارزش منصفانه&amp;amp;raquo;، در معیار فرصت &amp;amp;laquo;تأثیر کیفیت مطلوب حاکمیت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تأثیر نظارت بر حرفه اندازه‌گیری و ارزشیابی&amp;amp;raquo;، در معیار تهدید &amp;amp;laquo;هزینه و زمان بر و دشوار بودن گردآوری اطلاعات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اتکاء به معامله فرضی در تاریخ اندازه‌گیری&amp;amp;raquo; از اولویت بالاتری برخوردار هستند.نتیجه‌گیری: برای پیاده‌سازی اندازه‌گیری ارزش منصفانه در محیط گزارشگری ایران معیارهای مستخرج از این پژوهش به وِیژه نقاط ضعف می‌تواند مورد توجه قرار‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌پردازی ناهمگونی شناختی حسابرسان و تحلیل نقش آن در تردید حرفه‌ای حسابرس</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8375.html</link>
      <description>در جهانی که ابهام و پیچیدگی، ذات ناگزیر تصمیم‌گیری‌های حرفه‌ای است، شناخت ریشه‌های ناهمگونی شناختی در قضاوت‌های حسابرسان، پنجره‌ای به سوی درک واقعیت‌های مالی می‌گشاید. این پژوهش، با نگاهی عمیق، به کاوش در لایه‌های پنهان شناخت و تأثیر آن بر حرفه حسابرسی می‌پردازد. هدف مطالعه حاضر ارائه الگویی برای ناهمگونی شناختی حسابرسان و بررسی نقش آن در تردید حرفه‌ای حسابرس می باشد. در این پژوهش با توجه به پشتوانه‌ی استدلالیِ روش‌شناسی، بر اساس نوع جمع&amp;amp;shy;آوری داده‌ها، از تحلیل‌های بخش کیفی و کمی استفاده شده است. که برای تعیین مؤلفه‌های ناهمگونی شناختی حسابرسان از روش تحلیل مضمون و مصاحبه با خبرگان و از طریق پرسش‌نامه محقق&amp;amp;shy;ساخته، نسبت به جمع‌آوری داده‌ها اقدام وهمچنین برای سنجش تردید‌حرفه‌ای حسابرس از پرسش‌نامه استاندارد استفاده گردید. علاوه&amp;amp;shy;بر&amp;amp;shy;این، جهت آزمون فرضیه پژوهش نیز از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل&amp;amp;shy;مربعات&amp;amp;shy;جزئی&amp;amp;shy;(PLS-SEM) بهره گرفته شده است. یافته‌های تحقیق حاضر در قالب سلسله مراتب شماتیک، سه مضمون فراگیر (تعارض در ارزش‌های شناختی، ناهمگونی در مکانیزم‌های ساختاری و مکانیزم‌های فردی بازدارنده)، هفت مضمون سازمان‌دهنده و سی و یک مضمون پایه را آشکار ساخت که در تعامل پویا با یکدیگر، الگوی جامعی از ناهمگونی شناختی در حرفه حسابرسی را شکل می‌دهند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد ناهمگونی شناختی حسابرسان&amp;amp;nbsp; بر تردید حرفه‌ای آنان تأثیر منفی و معناداری دارد. یافته‌های این مطالعه می‌توانند به بهبود فرآیندهای حسابرسی، کاهش خطاهای قضاوتی و ارتقای کیفیت گزارش‌های مالی کمک کنند. از این&amp;amp;shy;رو، این پژوهش هم برای پژوهشگران و هم برای حسابرسان و تدوین‌کنندگان استانداردها، به‌عنوان مرجعی الهام‌بخش و کاربردی عمل خواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر لنگرهای ارزیابی قیمت سهام بر سود غیرمنتظره استاندارد</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8463.html</link>
      <description>در بازارهای مالی، تحلیل دقیق و درست اطلاعات مالی برای تعیین قیمت سهام اهمیت ویژه‌ای دارد و نقش کلیدی در پیش‌بینی روند بازار سهام ایفا می‌کند. گاهی ممکن است سرمایه‌گذاران به دلیل محدودیت‌های زمانی، کمبود اطلاعات و توانایی‌های شناختی محدود، تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی قرار گیرند. تأثیر این عوامل شناختی بر تصمیم‌گیری‌های مالی، به‌ویژه در فرآیند ارزیابی قیمت سهام، یکی از چالش‌برانگیزترین حوزه‌ها در تحلیل بازار سرمایه محسوب می‌شود. درحالی‌که سودهای غیرمنتظره می‌توانند سیگنال‌های مهم و مؤثری درباره وضعیت واقعی شرکت‌ها ارائه کنند، سرمایه‌گذاران ممکن است تحت تأثیر لنگرهای ارزیابی و سوگیری‌های ادراکی، این اطلاعات حیاتی را به‌درستی تفسیر نکنند. بررسی تعامل میان ادراک ذهنی سرمایه‌گذاران و داده‌های واقعی مالی، می‌تواند جنبه‌های پنهان و کمتر شناخته‌شده‌ای از رفتار آن‌ها را روشن و نمایان سازد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر لنگرهای ارزیابی قیمت سهام بر سود غیرمنتظره استاندارد است، در این راستا، ۱۵۷ شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ موردبررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار ایویوز ۱۳ و برای برآورد مدل از تحلیل رگرسیون چندگانه با داده‌های تابلویی استفاده‌شده است. یافته‌ها نشان داد که لنگرهای ارزیابی قیمت سهام تأثیر معناداری بر سود غیرمنتظره استاندارد دارند. این سوگیری موجب تغییراتی در برآورد سود غیرمنتظره و تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاران می‌شود. نتایج این پژوهش اهمیت توجه به سوگیری‌های شناختی در تحلیل‌های مالی را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر همتایان بر مالی‌شدن شرکت‌ها: نقش رقابت صنعت، انعطاف‌پذیری مالی و ریسک‌پذیری شرکت</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8513.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، مالی‌شدن شرکت‌ها به عنوان یکی از روندهای کلیدی در اقتصاد جهانی مورد توجه پژوهشگران و سیاست‌گذاران قرار گرفته است. این پدیده به افزایش سرمایه‌گذاری‌های مالی در صورت وضعیت مالی شرکت‌ها و کاهش تمرکز بر فعالیت‌های عملیاتی اشاره دارد. از سوی دیگر، تأثیرپذیری شرکت‌ها از رفتار مالی همتایان خود در صنعت یکی از جنبه‌های مهم این روند محسوب می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مالی‌شدن همتایان بر مالی‌شدن شرکت و نقش عوامل رقابت صنعت، انعطاف‌پذیری مالی و ریسک‌پذیری شرکت بر این رابطه است. بدین منظور، نمونه‌‌ای متشکل از 143 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1390 تا 1402 مورد مطالعه قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه‌ها از الگو‌های رگرسیونی و داده‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد مالی‌شدن همتایان تأثیر مثبت و معناداری بر مالی‌شدن شرکت دارد. همچنین، انعطاف‌پذیری مالی و ریسک‌پذیری شرکت به‌عنوان عوامل تعدیل‌گر، اثرگذاری مالی‌شدن همتایان بر مالی‌شدن شرکت را تقویت می‌کنند. با این حال، رقابت صنعت اثر تعدیلگری معناداری بر این رابطه ندارد که حاکی از واکنش ناهمگن شرکت‌ها به رفتار مالی‌شدن همتایان در شرایط رقابتی است. این یافته‌ها تأکید می‌کند که شرکت‌ها در محیط‌های ناپایدار، با توجه به ویژگی‌های مالی و رفتاری خود، بیشتر از رفتار همتایان الگوبرداری می‌کنند تا تصمیمات مالی بهینه‌تری اتخاذ نمایند. نتایج این پژوهش به مدیران و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا با درک بهتر نقش رفتار همتایان و عوامل مؤثر مانند انعطاف‌پذیری مالی و ریسک‌پذیری، تصمیمات مالی بهینه‌تری اتخاذ کنند و در شرایط پرریسک و نامطمئن، استراتژی‌های مالی اثربخش‌تری اتخاذ کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر جزم‌اندیشی بر توانایی استدلال اخلاقی حسابداران و حسابرسان با نقش میانجی‌گری شجاعت اخلاقی و ماکیاولیسم‌گرایی و نقش تعدیل گری انعطاف‌پذیری منابع انسانی</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8335.html</link>
      <description>نقش‌آفرینی حرفه‌ای می‌تواند منجر به بروز مشکلات ناشی از استدلال و قضاوت غیراخلاقی در موقعیت‌های شغلی شود. به‌طور خاص، در حسابداری و حسابرسی، توانایی استدلال اخلاقی برای انتظام بخشی به فعالیت‌های اقتصادی و تبیین سلامت مالی شرکت‌ها بسیار مهم است. انتظار می‌رود نظام ارزشی و باورهای فردی تأثیر زیادی بر استدلال، قضاوت‌ و عملکرد حسابداران و حسابرسان داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر جزم‌اندیشی بر توانایی استدلال اخلاقی حسابداران و حسابرسان است. همچنین، نقش میانجی‌ شجاعت اخلاقی و ماکیاولیسم و نقش تعدیل‌کننده انعطاف‌پذیری منابع انسانی در این رابطه موردمطالعه قرار می‌گیرد. این پژوهش، کاربردی پیمایشی است و جامعه آماری آن ترکیبی از دو گروه مستقل: 1. حسابداران شاغل در شرکت‌های بورسی و 2. حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و سایر مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران طی سال 1403 است. با انجام نمونه‌گیری تصادفی ساده و بر اساس پرسشنامه‌های دریافتی قابل‌استفاده، تعداد 337 نفر از حسابداران و 253 نفر از حسابرسان انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری و نرم‌افزار پی ال اس تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج نشان داد که جزم‌اندیشی تأثیر منفی و معنادار بر توانایی استدلال اخلاقی حسابداران و حسابرسان دارد؛ در این تأثیرگذاری، نقش میانجی شجاعت اخلاقی تنها در گروه حسابرسان و نقش میانجی ماکیاولیسم در هر دو گروه، معنادار است. اما انعطاف‌پذیری منابع انسانی در هیچ‌یک از دو گروه تأثیر جزم‌اندیشی بر توانایی استدلال اخلاقی را تعدیل نمی‌کند. این یافته‌ها بر نقش حیاتی ویژگی‌های فردی، در رفتارهای حرفه‌ای حسابداران و حسابرسان تأکید دارد و می‌تواند برای مدیران شرکت‌ها و مؤسسات حسابرسی در ایجاد شاخص‌های ارزیابی و مدیریت منابع انسانی مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی حسابداری مدیریت آب بر عملکرد مالی شرکت‌های بورسی: رویکرد تعادل عمومی تصادفی پویا (با تأکید بر سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی)</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8597.html</link>
      <description>استفاده بیش از حد و مداوم از منابع آب، موجب کاهش حجم ذخایر آبی و ناترازی در این حوزه گردیده است. حسابداری مدیریت آب راه‌کاری جدی برای بهبود کارایی آب در بخش‌های مختلف اقتصادی است. در نتیجه هدف پژوهش حاضر مدل‌سازی حسابداری مدیریت آب بر عملکرد مالی شرکت‌های بورسی با تأکید بر سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی است. از شاخص‌های سه گانه ROE، ROA و ارزش افزوده اقتصادی به عنوان نماینده شاخص‌های عملکردی بهره گرفته شده است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده و از لحاظ ماهیت جزو پژوهش‌های کیفی-کمی است. بازه زمانی پژوهش سال‌های 1390-1402 است. در بخش کیفی از ابزار پرسشنامه و در بعد کمی از اطلاعات صورت‌های مالی بهره گرفته شده است. برای ایجاد تطابق بین بخش‌ها و ایجاد تعامل میان آن‌ها از رویکرد DSGE بهره گرفته شد. بر اساس نتایج، سیاست‌های مبتنی بر عوامل فرهنگی در حوزه حسابداری مدیریت آب نسبت به عوامل اجتماعی تأثیر قوی‌تری بر شاخص‌های عملکردی شرکت‌ها دارند. سیاست‌های مبتنی بر بهبود آموزش حوزه حسابداری مدیریت آب بالاترین تأثیر را بر شاخص‌های عملکردی دارند. بالاتر بودن تأثیر سیاست‌های فرهنگی حوزه حسابداری مدیریت آب نسبت به اجتماعی به تأثیر مستقیم این سیاست‌ها بر عملکرد شرکت استوار است در حالی که سیاست‌‌های اجتماعی حوزه حسابداری مدیریت آب از کانال مسئولیت اجتماعی شرکت بر عملکرد اثرگذار می‌باشند. لازم بذکر است عوامل فرهنگی و اجتماعی بالاترین تأثیر را بر شاخص عملکردی ROA داشتند. نتایج موید دیدگاه تئوری ذینفعان مبتنی بر نقش مسئولیت فرهنگی و اجتماعی شرکت در حوزه پایداری آب نسبت به جامعه است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مالی‌شدن شرکت‌ها بر کارایی سرمایه‌گذاری: نقش تعدیلی ویژگی‌‌‌‌‌‌‌‌های هیئت‌مدیره و ساختار مالکیتی</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8581.html</link>
      <description>وجود بازارها و ابزارهای مالی متنوع، علاوه بر افزایش گزینه‌های پیشروی مدیران، فرصت فعالیت‌های سوداگرانه را نیز فراهم می‌کند. بر اساس تئوری تضاد منافع، مدیران ممکن است بیشتر به منافع شخصی خود توجه کرده و کمتر به منافع سهام‌داران و مالکان شرکت بیندیشند. استفاده از ابزارهای مالی در شرکت‌های غیرمالی می‌تواند سود کوتاه‌مدت شرکت‌ها را افزایش دهد، اما آنها را از سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های اصلی و بلندمدت کسب‌وکار دور کند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مالی‌شدن شرکت‌ها بر کارایی سرمایه‌گذاری با درنظرگرفتن ویژگی‌‌‌‌‌‌‌‌های هیئت‌مدیره و ساختار مالکیتی است. بدین منظور چهار فرضیه تدوین شده که با استفاده از روش نمونه‌گیری غربال‌گری، تعداد ۱۶۳ شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی ۱۳۹۲ الی ۱۴۰۲ انتخاب شدند. فرضیه‌ها با بهره‌گیری از روش رگرسیون خطی چند متغیره به روش داده‌های ترکیبی و کنترل اثرات سال و صنعت مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مالی‌‌شدن شرکت‌ها بر کارایی سرمایه‌گذاری تأثیر منفی دارد و استقلال هیئت‌مدیره این اثر منفی را کاهش می‌دهد. درعین‌حال، تخصص اعضای هیئت‌مدیره و حضور سهام‌داران دولتی تأثیری بر رابطه مالی‌شدن و کارایی سرمایه‌گذاری نداشت. این یافته‌ها ضمن تقویت ادبیات مالی‌شدن شرکت‌ها و کارایی سرمایه‌گذاری، نشان می‌دهد که ویژگی‌های سازمانی و ساختار حاکمیتی می‌توانند رفتار مالی مدیران و تخصیص بهینه منابع را تعدیل کنند. علاوه بر این، نتایج می‌توانند به مدیران کمک کنند تصمیمات سرمایه‌گذاری آگاهانه‌تر اتخاذ کنند و سیاست‌گذاران را در طراحی مقررات بازار مالی و نظارت بر شرکت‌ها راهنمایی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روابط علّی بین سیستم کنترل مدیریت پایداری و نوآوری سبز دوسوتوان با رویکرد دیمتل</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8464.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی روابط علّی بین سیستم کنترل مدیریت پایداری و نوآوری سبز دوسوتوان با استفاده از رویکرد دیمتل است. این پژوهش به دنبال شناسایی چگونگی تأثیر سیستم‌های کنترل مدیریت پایداری (اعتقادی، مرزی، تشخیصی و تعاملی) بر نوآوری سبز دوسوتوان (بهره‌برداری و اکتشافی) است. روش پژوهش کمی و توصیفی-همبستگی است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه دیمتل جمع‌آوری شده‌اند که بر اساس اهرم‌های کنترلی سایمونز (1995) و نظریه دوسوتوانی ویجتی‌لیک (2017) و وانگ و همکاران (2020) طراحی شده است. پرسشنامه شامل 6 بعد (4 بعد از اهرم‌های کنترلی و 2 بعد از نوآوری سبز دوسوتوان) بوده و از 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و صنعتی در زمینه پایداری و سیستم کنترل مدیریت نظرسنجی شده است. نتایج نشان داد که سیستم کنترل اعتقادی بیشترین تأثیرگذاری و تعامل را در مدل دارد و به عنوان متغیر علّی عمل می‌کند، در حالی که نوآوری سبز اکتشافی به عنوان متغیر معلول، بیشترین تأثیرپذیری را از سایر ابعاد دارد. یافته‌ها نقش محوری سیستم کنترل مدیریت پایدار به‌ویژه سیستم کنترل اعتقادی را در توسعه نوآوری سبز دوسوتوان تأیید می‌کنند. توصیه می&amp;amp;lrm;شود مدیران فرهنگ پایداری سازمانی را تقویت کنند و سیاست‌گذاران از طریق مشوق‌های مالی و قانونی، نوآوری سبز اکتشافی را حمایت نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی جریان‌های نقدی عملیاتی بر رابطه بین بیش اعتمادی مدیران با ارزش شرکت و اجتناب مالیاتی</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8514.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی تأثیر بیش‌اعتمادی مدیران بر ارزش شرکت و اجتناب مالیاتی با در نظر گرفتن نقش میانجی جریان‌های نقدی عملیاتی است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر داده‌های ترکیبی (پنل دیتا) بوده و اطلاعات مالی 104 شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی سال های 1396 الی 1402 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بیش‌اعتمادی مدیران تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت‌ها دارد، اما اثر آن بر اجتناب مالیاتی منفی و غیرمعنادار است. جریان‌های نقدی عملیاتی نقش میانجی معناداری در رابطه بیش‌اعتمادی مدیران و ارزش شرکت ایفا می‌کند، در حالی که نقش میانجی جریان‌های نقدی عملیاتی در رابطه بیش‌اعتمادی مدیران و اجتناب مالیاتی رد می‌شود. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در طراحی سیاست‌های مالی، ارتقاء ساختارهای نظارتی و بهبود تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در شرکت‌ها مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رهیافتی بنیادین بر حسابداری سرمایه طبیعی: رویکردی ساختاریافته مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8580.html</link>
      <description>در جهانی که تعادل میان انسان و طبیعت به خطر افتاده، حسابداری سرمایه طبیعی به زبان مشترکی برای ارزش‌گذاری خدمات بی‌بدیل طبیعت تبدیل شده است. این پژوهش با عبور از مرزهای سنتی حسابداری، به دنبال بازتاب ارزش اقتصادی، اکولوژیک، اجتماعی و فرهنگی طبیعت در اعداد است و مدلی بنیادی با رویکرد ساختاری تفسیری ارائه می‌دهد. روش‌شناسی پژوهش اکتشافی و ترکیبی است. به دلیل فقدان چارچوب منسجم، از نظریه داده‌بنیاد با مصاحبه‌های عمیق خبرگان استفاده شد. پایایی ابعاد با تحلیل دلفی بررسی گردید. در بخش کمی، مؤلفه‌های تأثیرگذار با مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) تعیین شدند. جامعه آماری شامل ۱۴ نفر از خبرگان دانشگاهی، اساتید حسابداری و اعضای کمیته تدوین استانداردها بود که به روش گلوله‌برفی انتخاب شدند. نتایج نشان‌دهنده ۳ مقوله (عوامل نهادی، چارچوب‌های حسابداری و مشارکت، و ادراک از چارچوب‌ها و پایداری)، ۹ مؤلفه محوری (الزامات قانونی، فشارهای اقتصادی و بازار، فشارهای اجتماعی و فرهنگی، ابزارهای اندازه‌گیری، چارچوب‌های گزارشگری، مشارکت ذی‌نفعان، شفافیت و پاسخگویی، پایداری و مسئولیت‌پذیری، و ایجاد ارزش افزوده) و ۸۸ مضمون مفهومی بود. یافته‌های کمی نشان داد مؤلفه &amp;amp;laquo;الزامات قانونی و استانداردها&amp;amp;raquo; بیشترین تأثیر را دارد. این پژوهش با غنابخشی به دانش نظری و عملی، نشان می‌دهد چگونه ترکیب ابعاد کمی و کیفی به درک ارزش واقعی طبیعت کمک می‌کند. مدل پیشنهادی ابزاری قدرتمند برای سیاست‌گذاران است. در پایان، حسابداری سرمایه طبیعی نه فقط یک ضرورت علمی، بلکه یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی برای نجات طبیعت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر چسبندگی هزینه بر ارزش شرکت: با نقش تعدیل‌گری جریان‌های نقدی آزاد</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8377.html</link>
      <description>چسبندگی هزینه، رفتار نامتقارن هزینه‌ها در پاسخ به تغییر در سطح فعالیت است. بدین صورت که هزینه‌ به صورت خطی در پاسخ به تغییر در سطح فعالیت، تغییر نمیکند. طبق نظریه هزینه تعدیل منابع، چسبندگی هزینه، به‌دلیل نگهداری منابع مازاد توسط مدیران، رخ می‌دهد. این پدیده، میزان، پایداری و قابلیت پیش‌بینی سودآوری را کاهش و ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. جریان‌های نقدی آزاد نیز توانایی مدیران را مبنی بر ایجاد و نگهداری منابع مازاد، افزایش می‌دهد. هدف پژوهش بررسی رابطه بین چسبندگی هزینه و ارزش شرکت با نقش تعدیل‌گری جریان‌های نقدی آزاد است. این پژوهش از نظر نوع پژوهش توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی است. برای دستیابی به هدف پژوهش، ابتدا مبانی نظری و پیشینه پژوهش با روش کتابخانه‌ای گردآوری شده و سپس با استفاده از داده‌های صورت‌های مالی حسابرسی شده 129 شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که به روش غربالگری حذف سیستماتیک- در بازه زمانی 1403 -1392 انتخاب شده‌اند، متغیرهای پژوهش اندازه‌گیری و برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته، استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که بین چسبندگی هزینه و ارزش شرکت رابطه‌ای منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، مشخص شد که جریان‌های نقدی آزاد بالا این رابطه را تقویت می‌کند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به مدیران در بهینه‌سازی مدیریت هزینه و به سرمایه‌گذاران در ارزیابی دقیق‌تر ارزش شرکت و ریسک‌های مرتبط با آن کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سودآوری و ساختار سرمایه بر توان پرداخت بدهی‌های جاری با تأکید بر نقش تعدیلی مراحل چرخه عمر شرکت‌ها</title>
      <link>https://jaa.shirazu.ac.ir/article_8578.html</link>
      <description>در محیط‌های پیچیده و رقابتی امروز، مدیریت بهینه ساختار سرمایه و توانایی شرکت‌ها در پرداخت بدهی‌های جاری از معیارهای حیاتی ارزیابی عملکرد مالی و تداوم فعالیت‌های اقتصادی محسوب می‌شوند. توان پرداخت بدهی‌های جاری، شاخص کلیدی سلامت مالی شرکت‌ها است و نقش مهمی در جلوگیری از مشکلات نقدینگی و ورشکستگی دارد. ساختار سرمایه، که ترکیب منابع مالی مورد استفاده شرکت‌ها را نشان می‌دهد، مستقیماً بر هزینه‌های سرمایه، ریسک و بازده اثرگذار است و تغییرات آن می‌تواند توانایی شرکت در مدیریت بدهی‌های جاری را تحت تأثیر قرار دهد. سودآوری نیز به‌عنوان شاخصی مهم از عملکرد مالی، نقشی کلیدی در تولید نقدینگی و تقویت توان پرداخت بدهی‌ها ایفا می‌کند. با این حال، اثر این عوامل ممکن است بسته به مرحله چرخه عمر شرکت متفاوت باشد. این پژوهش تأثیر سودآوری و ساختار سرمایه بر توان پرداخت بدهی‌های جاری را با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌کننده چرخه عمر شرکت‌ها بررسی می‌کند. جامعه آماری شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری غربالگری، ۱۶۰ شرکت طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ انتخاب شدند. فرضیه‌ها با مدل رگرسیون خطی چندگانه آزمون و بررسی همسانی واریانس، نرمال بودن باقی‌مانده‌ها و خودهمبستگی انجام شد. نتایج نشان داد تأثیر سودآوری و ساختار سرمایه بر توان پرداخت بدهی‌های جاری، مثبت و معنادار است و جهت این اثر با توجه به مرحله چرخه عمر شرکت متفاوت است؛ به‌طوری‌که در مراحل تولد، بلوغ و افول این اثر مثبت است، اما در مرحله رشد منفی می‌باشد. این نتایج قابل توجیه است، زیرا در مرحله رشد شرکت‌ها بخش قابل توجهی از سود و منابع مالی را صرف توسعه و سرمایه‌گذاری برای افزایش سهم بازار می‌کنند که نقدینگی کوتاه‌مدت و توان پرداخت بدهی‌های جاری را کاهش می‌دهد؛ در حالی که در سایر مراحل چرخه عمر، سودآوری و ساختار سرمایه موجود بیشتر به تقویت توان پرداخت بدهی‌ها کمک می‌کند. بنابراین، توصیه می‌شود مدیران مالی، جایگاه شرکت در چرخه عمر را به‌طور مستمر بررسی کرده و بر اساس آن، سیاست‌های مالی، از جمله ساختار سرمایه و میزان استفاده از اهرم مالی، را بازبینی و مدیریت کنند تا از مشکلات نقدینگی و ناتوانی در پرداخت بدهی‌های جاری پیشگیری شود. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به مدیران و سرمایه‌گذاران در اتخاذ تصمیمات بهینه در زمینه ساختار سرمایه و مدیریت نقدینگی کمک کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
